دوستِ من یا درمانگرِ من؟ چرا صمیمیتِ زیاد، بزرگترین دشمنِ درمانِ شماست

نویسنده: دکتر مرتضی اسدی | روانپزشک

دوستِ من یا درمانگرِ من؟ چرا صمیمیتِ زیاد، بزرگترین دشمنِ درمانِ شماست

تا به حال برایتان پیش آمده که در اتاق درمان، آن‌قدر احساس راحتی کنید که با خودتان بگویید: «کاش تراپیستم دوستِ صمیمی‌ام بود»؟ یا شاید فکر کرده‌اید که اگر او کمی بیشتر «خودمانی» بود، درمان سریع‌تر پیش می‌رفت؟

بیایید رک باشیم: این احساس، رایج‌ترین تله‌ی روان‌درمانی است.

بسیاری از مراجعین به اشتباه تصور می‌کنند که «اتحاد درمانی» (Therapeutic Alliance) یعنی رسیدن به سطحی از صمیمیت که مرزهای حرفه‌ای را درنوردد. اما حقیقت علمی و بالینی چیزی کاملاً متفاوت و شاید برای بسیاری، کمی تلخ است: زمانی که تراپیست تبدیل به «دوست» می‌شود، «درمان» به پایان می‌رسد.

توهمِ «خوب بودن» و مرگِ حقیقت

در یک رابطه دوستی معمولی، ما تمایل داریم «خوشایند» باشیم. ما از حرف‌هایی که ممکن است طرف مقابل را برنجاند پرهیز می‌کنیم. ما «نقاب» خود را حفظ می‌کنیم تا پیوند دوستی‌مان آسیب نبیند.

اما اتاق درمان، جایگاهِ «حقیقتِ بی‌پرده» است. اگر من به عنوان تراپیستِ شما، دوستِ شما باشم، ناخودآگاهِ شما این پیام را دریافت می‌کند: «اگر حقیقت را بگویم، ممکن است رابطه‌مان (و تاییدِ او) را از دست بدهم.» اینجاست که مراجع شروع به «بازیگری» می‌کند تا دوستِ خود (تراپیست) را راضی نگه دارد، نه اینکه روی زخم‌های واقعی‌اش کار کند. در این لحظه، درمان به یک دورهمیِ بی‌خطر تبدیل می‌شود که هیچ رشد واقعی در آن اتفاق نمی‌افتد.

تراپیست باید «آینه» باشد، نه «هم‌سفر»

در روان‌درمانی، اصطلاحی داریم به نام «انتقال» (Transference). مراجعین الگوهای روابط قدیمی‌شان (پدر، مادر، شریک عاطفی) را روی تراپیست پیاده می‌کنند.

  • اگر من دوستِ شما باشم، وقتی شما اشتباه می‌کنید، آن را نادیده می‌گیرم (چون دوستم هستید).
  • اما اگر من «درمانگرِ» شما باشم، وقتی اشتباه می‌کنید، آن را به چالش می‌کشم تا ببینید چرا تکرارِ این الگو باعث رنج‌تان می‌شود.

تراپیستِ خوب، آینه‌ای است که حتی زشتی‌ها و دردهای شما را به خودتان نشان می‌دهد. دوستی که مدام به شما لبخند بزند، آینه نیست؛ او فقط یک «تاییدگر» است.

خطرِ «رابطه دوگانه» (Dual Relationship)

از نظر اخلاق حرفه‌ای (APA)، رابطه دوگانه یعنی تراپیست، نقش‌های دیگری هم در زندگی مراجع داشته باشد (دوست، شریک تجاری، آشنا و…).

چرا این موضوع خطرناک است؟ چون «سوگیری» (Bias) ایجاد می‌کند. وقتی من درگیر مسائل شخصی شما می‌شوم، دیگر نمی‌توانم بی‌طرف باشم. آن دیدِ بالینیِ خنثی و عینی که برای تحلیلِ مشکلات‌تان به آن نیاز دارید، در غبارِ عواطفِ دوستانه گم می‌شود.

مرزها: بالاترین شکلِ مراقبت

بسیاری از مراجعین از «مرزهای» تراپیست (مثل پایانِ دقیقِ جلسه، عدم پاسخگویی به پیام‌های غیرضروری در شب، یا خودافشایی محدود) رنج می‌برند. آن‌ها این را نشانه‌ی «سردی» یا «کم‌محلی» می‌دانند.

اما حقیقت این است: مرزها، ظرفِ امنِ درمان هستند.

همان‌طور که یک جراح برای جراحی قلبِ شما، دستکش استریل می‌پوشد و فاصله فیزیکی‌اش را با شما حفظ می‌کند تا با دقتِ تمام عمل کند، تراپیست هم با «مرزهای حرفه‌ای» از سلامتِ روانِ شما محافظت می‌کند. وقتی من به عنوان تراپیست می‌گویم: «نمی‌توانم خارج از این ساعت با شما صحبت کنم»، من دارم از «فرآیندِ درمانِ شما» محافظت می‌کنم، نه اینکه به شما بی‌احترامی کنم.

سخن پایانی: درمان، یک رابطه نیست؛ یک «فرآیند» است

دوستی، رابطه‌ای است که در آن «من و تو» به دنبال لذت بردن از همدیگر هستیم.

درمان، فرآیندی است که در آن «منِ تراپیست» تماماً روی «تو» تمرکز دارم تا به ابزاری برای رشدِ خودت تبدیل شوم.

اگر به دنبال کسی هستید که شما را تایید کند، «به‌به و چه‌چه» بگوید و با شما دردهای‌تان را تقسیم کند، به یک دوست نیاز دارید.

اما اگر به دنبال کسی هستید که الگوهای تخریب‌گرِ زندگی‌تان را شناسایی کند، به چالش‌تان بکشد و شما را به سمتِ نسخه‌ی بهتری از خودتان هدایت کند، به یک «تراپیست» نیاز دارید.

شما در جلساتِ درمان‌تان به دنبال کدام هستید؟ تایید گرفتن یا تغییر کردن؟

SPONSORED

«اگر احساس می‌کنید در مسیر درمان خود دچار سردرگمی شده‌اید یا به دنبال یک روانپزشک با تجربه در تبریز هستید که مرزهای حرفه‌ای و علمی را اولویت قرار دهد، می‌توانید برای [دریافت نوبت و مشاوره در کلینیک دکتر مرتضی اسدی در تبریز] کلیک کنید.»